آرامش وقتی
باز می گردد
که اتفاق بدتری در انتظار نیست
+ نوشته شده در
87/03/11ساعت   توسط شهرام
|
دوباره می نویسم
هر چهارشنبه
از تو
+ نوشته شده در
87/03/07ساعت   توسط شهرام
|
گاه مرا به یاد بیاور
از پس روزهایی که
مرا از یاد برده اند
+ نوشته شده در
86/09/10ساعت   توسط شهرام
|
نگاهی به پنجره بینداز
ابر آمده است
تاریکم
+ نوشته شده در
86/08/18ساعت   توسط شهرام
|
هیچ سایه ای شگفت زده ام نمی کرد
هیچ نگاهی کنجکاوم
ماه ساکت بود
+ نوشته شده در
86/06/30ساعت   توسط شهرام
|
شادی یک روز زمستان
لابه لای صخره ها
تنفس داغ هر ثانیه
تا امروز
آرام
تاریک
+ نوشته شده در
86/06/04ساعت   توسط شهرام
|
و من دیگر مردی رومانتیک نبودم
و سرد شدم
بی روح
+ نوشته شده در
86/05/09ساعت   توسط شهرام
|
بیا کودکی مان را دوره کنیم
من دوباره می روم سربازی
تو به کلاس اول
+ نوشته شده در
86/05/01ساعت   توسط شهرام
|
غروب به خانه برمی گردم
پنجره ها
به تاریکی گشوده اند
+ نوشته شده در
86/04/30ساعت   توسط شهرام
|
خیابان نیلوفر
از بالا تا پایین
خمیازه بلند صبح گاهی
+ نوشته شده در
86/04/20ساعت   توسط شهرام
|